پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

342

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

از آن برويد ديده مىشد . اين دو حيوان هنوز خيلى جوان بودند ؛ با وجود اين ، تنه‌اى بسيار بزرگ به اندازهء گاوهاى ما داشتند ، ولى پاهاى آنان كوتاه بود ؛ به‌خصوص دو پاى جلو كوتاه‌تر از پاهاى عقب بود . سر اين حيوان مانند گاو منتهى درازتر و محكم‌تر است و رنگش نيز خاكسترى است . بعد از آنها ، جانورى مانند گاو كوهى نمايان شد كه شاخ‌هاى بسيار درازى داشت و با وجودى كه به آن گاو مىگفتند ؛ ولى مطمئن هستم از نژاد ديگرى است و مردم بىاطلاع اين مملكت نام صحيح آن را نمىدانند . پس از آن ، نوبت به انواع گوزن‌ها و آهوهاى عجيب و خران وحشى زرد رنگ رسيد و از همه تماشايىتر بز وحشى نقره فامى بود كه سه پا بيشتر نداشت ، يعنى دو پا در جلو و يك پا در عقب ، كه در قسمت بالا به ران‌هاى حيوان متصل مىشد . هداياى سفير هند با عبور هشت الى ده فيل پايان يافت . بر پشت دو يا سه فيل برجى قرار داده و در هر برج ، مردانى نشسته بودند ؛ البته اين برج‌ها شباهتى به آنچه ما از لفظ برج در ذهن خود مجسم مىكنيم نداشتند ؛ بلكه بيشتر به تختخوابى شباهت داشتند كه بالا و اطراف آن را پارچه‌هاى زربفت پوشيده باشند و اين تخت از ناحيهء طول تمام عرض بدن حيوان را فراگرفته و چندان بزرگ بود كه يك نفر مىتوانست به خوبى در آن بخوابد ؛ ولى عرض تخت كه از گردن تا كفل حيوان ادامه داشت كوتاه‌تر بود و دو نفر به زحمت مىتوانستند در آن به راحتى بنشينند . اين تخت براى سفر اشخاص مهم كه مىتوانند فيل نگه‌دارى كنند بسيار راحت است و حتى در جنگ‌ها نيز از وجود فيل استفاده مىشود . و چون مشرق‌زمينىها به زانو مىتوانند بر زمين بنشينند ، هفت تا هشت نفر تفنگچى يا تيرانداز قادرند در داخل اين تخت قرار گيرند . فيل‌بان بيرون از تخت بر روى گردن حيوان مىنشيند و او را هدايت مىكند . اين عمل به وسيلهء دهنه يا مهميز انجام نمىگيرد ؛ بلكه وى قطعهء آهن بسيار سختى كه يك نوك آن تيز و نوك ديگرش قلاب مانند است به دست دارد و حيوان را به آن وسيله هدايت مىكند و آهن را به سر و گوشش فرو مىبرد . پوست فيل به اندازه‌اى كلفت است كه فرو بردن ميله فقط آن را مىخاراند در حالى كه هيچ حيوان ديگرى در مقابل اين عمل نمىتواند تاب مقاومت بياورد . همين كه نمايش هداياى سفير هند به پايان رسيد ، نمايش هداياى سفيران مسكوى آغاز شد . نخست چهار بسته پوست خز را كه روىهم‌رفته متعلق به چهار حيوان بود و سپس تعدادى دندان جانوران را كه نفهميدم از ماهى يا حيوان ديگرى بود از نظرها گذرانيدند . بعد تعدادى فانوس يا چراغ‌هاى بزرگ آوردند كه به جاى شيشه در آنها طلق نصب شده بود آنگاه نوبت به خم‌هاى